ترجمه "nutlet" به فارسی
تنده, فندقچه, پندوکه بهترین ترجمه های "nutlet" به فارسی هستند.
nutlet
noun
دستور زبان
A small nut. [..]
-
تنده
-
فندقچه
-
پندوکه
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی - به ویژه خانواده های borage و mint) بخشی از تخمدان که چندقسمت می شود
- فندق کوچک
- مغز تخمه
- مغز دانه ی زردآلو و هلو و غیره
- میوه ی مغزدار و کوچک
- هسته کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutlet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن