ترجمه "nutmeg" به فارسی
جوز هندی, (ادویه) جوز هندی, (گیاه شناسی) درخت جوز هندی (Myristica fragrans از خانواده ی nutmeg که بومی هندوستان است) بهترین ترجمه های "nutmeg" به فارسی هستند.
nutmeg
verb
noun
دستور زبان
an evergreen tree, Myristica fragrans, cultivated in the East Indies for its spicy seeds [..]
-
جوز هندی
spice from Myristica fragrans [..]
though the prince had taken only small amounts of nutmeg oil
اگرچه که شاهزاده مقدار کمی روغن جوز هندی خورده
-
(ادویه) جوز هندی
-
(گیاه شناسی) درخت جوز هندی (Myristica fragrans از خانواده ی nutmeg که بومی هندوستان است)
-
ترجمه های کمتر
- جوز بویا (تخم سخت وخوشبوی درخت جوز هندی که آرد می کنند و به عنوان ادویه مصرف دارد)
- وابسته به گیاهان تیره ی Myuristicaceae و راسته ی Magnoliales که درختان دو لپه ای و حاره ای هستند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutmeg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nutmeg"
عباراتی شبیه به "nutmeg" با ترجمه به فارسی
-
جوزهندیان
-
جوز هندی
-
سیاهدانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن