ترجمه "nuts" به فارسی

آجیل, مجنون, میوههای مغزدار بهترین ترجمه های "nuts" به فارسی هستند.

nuts adjective interjection verb noun دستور زبان

Plural form of nut. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آجیل

    Sit at home, watch football, and eat mayo nut spoonsies.

    خونه بشینم فوتبال ببینمو و آجیل مایونزی بخورم

  • مجنون

    adjective
  • میوههای مغزدار

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی)
    • (ندا
    • احمق
    • اه !
    • بی خرد
    • حاکی از ناخشنودی یا تحقیر یا سرخوردگی و غیره) ای بابا!
    • خل
    • نامعقول
    • نه !
    • وای
    • کم عقل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nuts " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nuts

Nuts (film)

+ اضافه کردن

"Nuts" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nuts در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

NUTS noun دستور زبان

Initialism of [i]Nomenclature des unités territoriales statistiques[/i]: (Nomenclature of Territorial Units for Statistics or Nomenclature of Units for Territorial Statistics - an EU classification system of geographical administrative areas for statistical purposes)

+ اضافه کردن

"NUTS" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NUTS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nuts" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nuts" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه