ترجمه "nutshell" به فارسی
ملخص کلام, پندوک پوست, پوست آجیل بهترین ترجمه های "nutshell" به فارسی هستند.
nutshell
verb
noun
دستور زبان
The shell that surrounds the kernel of a nut. [..]
-
ملخص کلام
noun -
پندوک پوست
-
پوست آجیل
-
پوست میوه ی مغزدار (مثلا پوست گردو یا بادام)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutshell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن