ترجمه "nutting" به فارسی
جستجو و گردآوری میوه های مغزدار, پندوک جویی, پندوک کاوی بهترین ترجمه های "nutting" به فارسی هستند.
nutting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of nut. [..]
-
جستجو و گردآوری میوه های مغزدار
-
پندوک جویی
-
پندوک کاوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nutting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nutting" با ترجمه به فارسی
-
آجیل
-
(خودمانی) · (ندا · آجیل · احمق · اه ! · بی خرد · حاکی از ناخشنودی یا تحقیر یا سرخوردگی و غیره) ای بابا! · خل · مجنون · میوههای مغزدار · نامعقول · نه ! · وای · کم عقل
-
جوز کولا
-
جوز کولا
-
ميوه مغزدار كوينزلند · میوههای مغزدار ماکادامیا
-
فراوردههاي آجيلي · فراوردههای مغزدار
-
بادام زمینی · بادام کوهی
-
رجوع شود به vegetable ivory
اضافه کردن مثال
اضافه کردن