ترجمه "oasis" به فارسی

واحه, آبادی, پناهگاه بهترین ترجمه های "oasis" به فارسی هستند.

oasis noun دستور زبان

A spring of fresh water, surrounded by a fertile region of vegetation, in a desert. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واحه

    noun

    well surrounded by fertile region [..]

    He wandered for a while, keeping the date palms of the oasis within sight.

    مدتی در صحرا پرسه زد. در این مدت، نخلهای خرمای واحه را از نظر دور نمیداشت.

  • آبادی

    noun

    well surrounded by fertile region

    Don't try to enter into the life of the oasis, he said, and walked away.

    در زندگی آبادی هم دخالت نکنید. این را گفت و دور شد.

  • پناهگاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آبادی.واحه
    • مامن
    • بندرگاه
    • لنگرگاه
    • آبادی میان کویر
    • جای دنج
    • مایه ی دل خوشی
    • پناه گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oasis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

OASIS noun

(computing) Acronym of Organization for the Advancement of Structured Information Standards. [..]

+ اضافه کردن

"OASIS" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای OASIS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "oasis"

اضافه کردن

ترجمه های "oasis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه