ترجمه "oath" به فارسی

سوگند, فحش, قسم بهترین ترجمه های "oath" به فارسی هستند.

oath verb noun دستور زبان

A solemn pledge or promise to a god, king, or another person, to attest to the truth of a statement or contract [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوگند

    noun

    Promise or solemn declaration in front of an authority, another person or to oneself. [..]

    By my oath, I will kill you all!

    سوگند مي خورم ، همه ي شما رو خواهم کشت!

  • فحش

    noun

    A crowd of about a hundred workmen followed him, and plied the policemen with oaths and banter.

    تقریبا صد نفر کارگر دنبال او میرفتند و پاسبانها را با فحش و استهزابستوه میآوردند.

  • قسم

    noun

    Especially when he promised Mother on oath he'd never jump again.

    به خصوص وقتی جلوی مادر قسم خورد که دی گه نپره.

  • ترجمه های کمتر

    • ناسزا
    • دشنام
    • اشباعی
    • (به کار بردن نام خدا و مقدسان با خشم یا برای تاکید و غیره) توهین به مقدسات
    • تکمیل کننده
    • ذکر نام خدا به طریق نا شایسته
    • قسم دروغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oath " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oath" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oath" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه