ترجمه "obfuscation" به فارسی
سردرگمی, گیجی, حیرت بهترین ترجمه های "obfuscation" به فارسی هستند.
obfuscation
noun
دستور زبان
(uncountable) The act or process of obfuscating, or obscuring the perception of something; the concept of concealing the meaning of a communication by making it more confusing and harder to interpret. [..]
-
سردرگمی
noun -
گیجی
noun -
حیرت
noun
-
ترجمه های کمتر
- بهت
- تیره سازی
- تیرگی ذهن
- دست پاچگی
- گیج سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obfuscation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obfuscation" با ترجمه به فارسی
-
ابرآلود کردن · تیره و تار کردن · سر در گم کردن · مبهم کردن · نا مشخص کردن · نا هویدا کردن · هاج و واج کردن · گرفته کردن · گیج کردن
-
ابرآلود کردن · تیره و تار کردن · سر در گم کردن · مبهم کردن · نا مشخص کردن · نا هویدا کردن · هاج و واج کردن · گرفته کردن · گیج کردن
-
ابرآلود کردن · تیره و تار کردن · سر در گم کردن · مبهم کردن · نا مشخص کردن · نا هویدا کردن · هاج و واج کردن · گرفته کردن · گیج کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن