ترجمه "objection" به فارسی

اعتراض, مخالفت, نکوهش بهترین ترجمه های "objection" به فارسی هستند.

objection noun دستور زبان

The act of objecting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتراض

    noun

    An argument that contradicts what is said by other persons.

    I cannot but object to his proposal.

    مجبورم به پیشنهادش اعتراض کنم.

  • مخالفت

    noun

    His first emotion having passed off, the President did not offer many objections.

    رئیس دادگاه پس از دفع نخستین انقلابات درو نیش، کم مخالفت ورزید.

  • نکوهش

    noun

    after reading the professor's last article, he had written him a letter stating his objections.

    بعد از انتشار آخرین مقالهی استاد، نامهای در نکوهش قائل شدن اهمیت بیش از حد برای مادهگرایان برای او نوشته بود

  • ترجمه های کمتر

    • واسرنگیدن
    • چخیدن
    • پادی
    • ناخشنودی
    • تنفر
    • سرزنش
    • بد آمدن
    • پر خاش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " objection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "objection" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "objection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه