ترجمه "obligor" به فارسی
ضامن, متعهد, ملزم بهترین ترجمه های "obligor" به فارسی هستند.
obligor
noun
دستور زبان
(law, finance) The party bearing a legal obligation to another party, the obligee. [..]
-
ضامن
-
متعهد
-
ملزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obligor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن