ترجمه "oblique" به فارسی
مورب, غیر صریح, غیر مستقیم بهترین ترجمه های "oblique" به فارسی هستند.
oblique
adjective
verb
noun
دستور زبان
Not erect or perpendicular; neither parallel to, nor at right angles from, the base; slanting; inclined. [..]
-
مورب
adjectiveNeither perpendicular nor parallel.
By this oblique motion, the island is conveyed to different parts of the monarch's dominions.
با این حرکت مورب جزیره را به نقاط مختلف قلمرو سلطان میبرند.
-
غیر صریح
-
غیر مستقیم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مایل
- اریب
- تلویحی
- متقلبانه
- متقلب
- نابکار
- نابکارانه
- منحرف
- کج
- (ارتش) تغییر جهت (حدود 54 درجه)
- (دستور زبان) غیر فاعلی
- (کالبد شناسی) وابسته به ماهیچه ی اریب
- (گیاه شناسی - برگ) نا متقارن (که دو طرف آن هم شکل نیستند)
- اریب شدن یا بودن
- بد جنس
- بد جنسانه
- غیر عمود شدن یا بودن
- مایل شدن
- مبهم (مخالف : رک)
- نا راست
- کنایه آمیز
- گریز گر
- گریز گرانه
- یک وری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oblique " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "oblique"
عباراتی شبیه به "oblique" با ترجمه به فارسی
-
زاویه ی غیر قائمه
-
بشکل اریب · بطور مایل · بطور مورب · قیقاج · کج
-
(ریاضی - هندسه) زاویه ی تمایل · (عمل یا سخن و غیره) غیر مستقیم · (نجوم) زاویه ای که سطح استوای سیاره با مدار آن به دور خورشیدتشکیل می دهد · اریبی · با ایما و اشاره · تلویحی · درجه تمایل · غیر صریح · مایل بودن · مبهم · میل · نا سر راست · واریبی · کجی · کژی
-
انحراف · تورب · غیر مستقیمی · میل · ناراستی · کجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن