ترجمه "oblivion" به فارسی

فراموشی, نسیان, فراموشى بهترین ترجمه های "oblivion" به فارسی هستند.

oblivion verb noun دستور زبان

The state of being completely forgotten. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراموشی

    noun

    Tom appeared from his oblivion as we were sitting down to supper together.

    با هم سر میز شام مینشستیم که تام از قعر فراموشی بیرون آمد.

  • نسیان

    noun

    The indolence of the people was in contrast to the voracity of oblivion

    اوضاع چنان مغشوش بود که سستی و بیحالی مردم با ازدیاد نسیان در تضاد بود؛

  • فراموشى

  • ترجمه های کمتر

    • برزخ
    • اغماض
    • عفو
    • بخشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oblivion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oblivion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه