ترجمه "oblivious" به فارسی
(معمولا با: of یا to) بی خبر (از), بی اعتنا (به), بی توجه بهترین ترجمه های "oblivious" به فارسی هستند.
oblivious
adjective
دستور زبان
(usually with to or of) Lacking awareness; unmindful. [..]
-
(معمولا با: of یا to) بی خبر (از)
-
بی اعتنا (به)
-
بی توجه
adjectiveCharlie slept obliviously in his room, which was almost as good as being alone.
چارلی بی توجه در اتاق خوابش خوابیده بود که تقریباً برایم مثل تنها بودن بود.
-
ترجمه های کمتر
- غافل، بی خبر
- فراموشی آور
- نسیان بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oblivious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oblivious" با ترجمه به فارسی
-
از روی فراموشی · با غماض · باچشم پوشی
-
فراموشکاری · فراموشی · نسیان · چشم پوشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن