ترجمه "obstinate" به فارسی
لجوج, سرسخت, معاند بهترین ترجمه های "obstinate" به فارسی هستند.
obstinate
adjective
verb
دستور زبان
Stubbornly adhering to an opinion, purpose, or course, usually with implied unreasonableness; persistent. [..]
-
لجوج
adjectiveYou know how obstinate men are when they get their backs up.
میدونین که مردا چه قدر لجوج هستن، اون هم وقتی کسی پا رو دمبشون بذاره!
-
سرسخت
adjectiveHussein was honourable, shrewd, obstinate and deeply pious.
حسین، شرافتمند، زیرک، سرسخت و عمیقا زاهد و متقی بود.
-
معاند
adjective
-
ترجمه های کمتر
- کله شق
- لجباز
- خودسر
- مداوم
- منحرف
- (بیماری) دیر درمان
- بد پیله
- تسلیم نشدنی
- خیره سر
- سر سخت
- مقاوم در مقابل درمان
- منکوب نکردنی
- پایان ندادنی
- یک دنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obstinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obstinate" با ترجمه به فارسی
-
سرسختی · لجاجت
-
از روی خودرایی · از روی سر سختی · با کله شقی · خیره سرانه · لجوجانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن