ترجمه "obstinately" به فارسی
لجوجانه, از روی خودرایی, از روی سر سختی بهترین ترجمه های "obstinately" به فارسی هستند.
obstinately
adverb
دستور زبان
In an obstinate manner. [..]
-
لجوجانه
and maintained an obstinate silence when she asked him what was wrong.
و هنگامی که کیتی علت ناراحتیاش را پرسید، سکوتی لجوجانه اختیار کرد.
-
از روی خودرایی
-
از روی سر سختی
-
ترجمه های کمتر
- با کله شقی
- خیره سرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obstinately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obstinately" با ترجمه به فارسی
-
سرسختی · لجاجت
-
(بیماری) دیر درمان · بد پیله · تسلیم نشدنی · خودسر · خیره سر · سر سخت · سرسخت · لجباز · لجوج · مداوم · معاند · مقاوم در مقابل درمان · منحرف · منکوب نکردنی · پایان ندادنی · کله شق · یک دنده
-
(بیماری) دیر درمان · بد پیله · تسلیم نشدنی · خودسر · خیره سر · سر سخت · سرسخت · لجباز · لجوج · مداوم · معاند · مقاوم در مقابل درمان · منحرف · منکوب نکردنی · پایان ندادنی · کله شق · یک دنده
-
(بیماری) دیر درمان · بد پیله · تسلیم نشدنی · خودسر · خیره سر · سر سخت · سرسخت · لجباز · لجوج · مداوم · معاند · مقاوم در مقابل درمان · منحرف · منکوب نکردنی · پایان ندادنی · کله شق · یک دنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن