ترجمه "obtrude" به فارسی

ورقلمبیدن, بیرون جستن, بیرون دادن بهترین ترجمه های "obtrude" به فارسی هستند.

obtrude verb دستور زبان

(transitive) To proffer (something) by force; to impose (something) on someone or into some area. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورقلمبیدن

  • بیرون جستن

  • بیرون دادن

  • ترجمه های کمتر

    • بیرون زدن
    • تحمیل کردن
    • جسارت کردن
    • در آوردن
    • سر بار کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obtrude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obtrude" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "obtrude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه