ترجمه "obtusely" به فارسی
بطور بازیا منفرج, بطور خفه یاکر, بطور کندیا کودن بهترین ترجمه های "obtusely" به فارسی هستند.
obtusely
adverb
دستور زبان
In an obtuse manner. [..]
-
بطور بازیا منفرج
-
بطور خفه یاکر
-
بطور کندیا کودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obtusely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obtusely" با ترجمه به فارسی
-
انفراج · باز بودن · خفگی · کری · کندی · کودنی
-
(زاویه - بیش از 09 و کمتر از 081 درجه) منفرجه · باز · خنگ · دیر فهم · سر پهن · مبهم · مسخره · نا برنده · پخمه · پراکنده و مبهم (مانند برخی دردها) · کند (در برابر: تیز یا برنده sharp) · کند ذهن · کند نوک · گشاده
-
(زاویه - بیش از 09 و کمتر از 081 درجه) منفرجه · باز · خنگ · دیر فهم · سر پهن · مبهم · مسخره · نا برنده · پخمه · پراکنده و مبهم (مانند برخی دردها) · کند (در برابر: تیز یا برنده sharp) · کند ذهن · کند نوک · گشاده
-
انفراج · باز بودن · خفگی · کری · کندی · کودنی
-
(زاویه - بیش از 09 و کمتر از 081 درجه) منفرجه · باز · خنگ · دیر فهم · سر پهن · مبهم · مسخره · نا برنده · پخمه · پراکنده و مبهم (مانند برخی دردها) · کند (در برابر: تیز یا برنده sharp) · کند ذهن · کند نوک · گشاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن