ترجمه "obversely" به فارسی
بشکل تخم مرغ وارونه ترجمه "obversely" به فارسی است.
obversely
adverb
دستور زبان
In an obverse manner.
-
بشکل تخم مرغ وارونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obversely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obversely" با ترجمه به فارسی
-
(باریک تر در پایین و پهن تر یا ستبرتر در بالا) زیر باریک · (به طور کلی) رو · (سکه و مدال و غیره) رو (در برابر: پشت reverse) · (منطق) قضیه تالی · اظهار معکوس · بخش پیشین · جلو · جلو گاه · دیدگر سوی · رو به رو · رو به مشاهده کننده · سطح اصلی · شیر و خط · طرف مقابل · فرو باریک · قرینه · همتا · وارو · وارون سخن · وارون گفتار · پیشگاه · چرخیده به سوی مشاهده کننده
-
(منطق) استنتاج نقیض · بر چرخش · وارون برداشت · پهنه نمایی
-
(باریک تر در پایین و پهن تر یا ستبرتر در بالا) زیر باریک · (به طور کلی) رو · (سکه و مدال و غیره) رو (در برابر: پشت reverse) · (منطق) قضیه تالی · اظهار معکوس · بخش پیشین · جلو · جلو گاه · دیدگر سوی · رو به رو · رو به مشاهده کننده · سطح اصلی · شیر و خط · طرف مقابل · فرو باریک · قرینه · همتا · وارو · وارون سخن · وارون گفتار · پیشگاه · چرخیده به سوی مشاهده کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن