ترجمه "obvious" به فارسی
آشکار, معلوم, نمایان بهترین ترجمه های "obvious" به فارسی هستند.
obvious
adjective
دستور زبان
Easily discovered, seen, or understood; self-explanatory. [..]
-
آشکار
adjectiveYou said magicians are born that way, that their powers are obvious from birth.
گفتی که جادوگرها این طوری به دنیا میآیند، و قدرتهایشان از همان موقع تولد آشکار است.
-
معلوم
adjectiveJacob must have asked the obvious follow up question.
معلوم بود جیکوب بعد از آن چه سو الی کرده است.
-
نمایان
adjectivethe moldy lace cuff very obvious.
بندهای سدری رنگ آن کام لا نمایان بود.
-
ترجمه های کمتر
- واضح
- روشن
- بدیهی
- مشهود
- پیدا
- هویدا
- اشكار
- مزاحم
- گویا
- (مهجور) سد معبر
- جلو راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obvious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Obvious
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Obvious" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Obvious در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "obvious"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن