ترجمه "obviousness" به فارسی
معلومی, پیدایی, آشکاری بهترین ترجمه های "obviousness" به فارسی هستند.
obviousness
noun
دستور زبان
The characteristic of being obvious. [..]
-
معلومی
-
پیدایی
But this, too, entailed military weakness, and since the privations it inflicted were obviously unnecessary, it made opposition inevitable.
اما این نیز به ضعف نظامی انجامید و از آنجا که محرومیتهای ناشی از آن آشکارا غیرضروری بود، پیدایی گروه مخالف را چاره ناپذیر کرد.
-
آشکاری
She stared pointedly at Harry, who yawned very widely and obviously.
پروفسور تر یلانی نگاه معنیداری به هری انداخت که در همان وقت خمیازهی طولانی و آشکاری میکشید.
-
ترجمه های کمتر
- وضوح
- بدیهی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obviousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obviousness" با ترجمه به فارسی
-
بدیهی است که · بطور آشکار یا معلوم · به اشكار · به طور حتم · به وضوح · مسلماً · معلوم است که
-
بدیهی است که · بطور آشکار یا معلوم · به اشكار · به طور حتم · به وضوح · مسلماً · معلوم است که
-
بدیهی است که · بطور آشکار یا معلوم · به اشكار · به طور حتم · به وضوح · مسلماً · معلوم است که
-
بدیهی است که · بطور آشکار یا معلوم · به اشكار · به طور حتم · به وضوح · مسلماً · معلوم است که
اضافه کردن مثال
اضافه کردن