ترجمه "occidental" به فارسی

غربی, (شعر قدیم) باختری, ساکن مغرب زمین بهترین ترجمه های "occidental" به فارسی هستند.

occidental noun adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or situated in, the occident, or west; western. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غربی

    noun

    The Occidental territory is large enough to make any man's country.

    قلمروی غربی آن قدر بزرگ است که میتواند به تنهایی کشور آدم تلقی شود.

  • (شعر قدیم) باختری

  • ساکن مغرب زمین

  • غربی O( -2 بزرگ) وابسته به اروپا و امریکا و مردم و فرهنگ و امور آنها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " occidental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Occidental adjective proper noun دستور زبان

An artificial language, once renamed Interlingue in an attempt to compete with Interlingua [..]

+ اضافه کردن

"Occidental" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Occidental در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "occidental" با ترجمه به فارسی

  • بشیوه باختریان · در باختر · سوی باختر
  • ویژگی های مغرب زمین (اروپا و امریکا) و مردم آن
  • دارای ویژگی های غربی (اروپایی و امریکایی) کردن یا شدن · غربی شدن · غربی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "occidental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه