ترجمه "occur" به فارسی

رخ دادن, پیشامد کردن, اتفاق افتادن بهترین ترجمه های "occur" به فارسی هستند.

occur verb دستور زبان

To happen or take place [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخ دادن

    verb

    (For an event) Have a real existence.

    We can detect when a catastrophe is about to occur.

    وقتی یه فاجعه در حال رخ دادن باشه ما تشخیصش میدیم.

  • پیشامد کردن

  • اتفاق افتادن

    verb

    The abductions themselves appear to be random, occurring every two years.

    اين آدم ربايي ها يه جورايي به نظر تصادفي ميرسن که هر دو سال يه بار اتفاق افتادن

  • ترجمه های کمتر

    • تصادف کردن
    • بودن
    • (با:to) خطور کردن (به فکر)
    • از خاطر گذشتن
    • به انجام رسیدن
    • به وقوع پیوستن
    • خطور کردن
    • روی دادن
    • وجود داشتن
    • یافت شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " occur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "occur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "occur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه