ترجمه "occurence" به فارسی
رویداد, پیشامد, تصادف بهترین ترجمه های "occurence" به فارسی هستند.
occurence
noun
Common misspelling of occurrence. [..]
-
رویداد
nounThis has occurred in “the time of the end”—the time in which we are now living.
این رویداد در «زمان آخر» یعنی روزگار ما به تحقق پیوست.
-
پیشامد
-
تصادف
noun
-
ترجمه های کمتر
- وقوع
- واقعه
- اتفاق
- مورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " occurence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "occurence" با ترجمه به فارسی
-
رخ داده است
-
(با:to) خطور کردن (به فکر) · اتفاق افتادن · از خاطر گذشتن · به انجام رسیدن · به وقوع پیوستن · بودن · تصادف کردن · خطور کردن · رخ دادن · روی دادن · وجود داشتن · پیشامد کردن · یافت شدن
-
رویدادهای بعد از تاریخ تهیه ترازنامه
-
بعضأ اتفاق می افتد
-
منطبق شدن · همزمان بودن
-
غير منتظره رخ دادن
-
(با:to) خطور کردن (به فکر) · اتفاق افتادن · از خاطر گذشتن · به انجام رسیدن · به وقوع پیوستن · بودن · تصادف کردن · خطور کردن · رخ دادن · روی دادن · وجود داشتن · پیشامد کردن · یافت شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن