ترجمه "oddness" به فارسی
غرابت, طاقی بهترین ترجمه های "oddness" به فارسی هستند.
oddness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being odd. [..]
-
غرابت
noun -
طاقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oddness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oddness" با ترجمه به فارسی
-
(در شرطبندی و مسابقه و غیره) احتمال · (قدیمی) نا برابری ها · (نادر) تفاوت · احتمالات · امتیاز · برتری · توفیرها · شانس · شانس برد · شرایط سخت (رجوع شود به odd) · عدم تساوی ها · عدم توافق · فرجه · فرصت · فرق · مزیت · میزان اختلاف · میزان تفاوت · نسبت شرط بندی (مثلا برنده ی پنج به یک پولش پنج برابر میشود)
-
(گیاه شناسی) تک بری · تک شانه ای
-
بررسی توازن
-
(این بازی : با شیر یا خط کردن و غیره افراد را حذف می کنند) بازی حذفی · بی جفت · بیواره · تک · خارج از گردونه · شخص حذف شده (در این بازی) · شخص یا چیزناجور · لنگه · نا معمول · وصله ی ناجور
-
(کالا) باقیمانده · اشیای متفرقه · ته مانده · خرت و پرت · خرده ریز · فروش نرفته · مخلوط · هنزر و پنزر · هنزر پنزر
-
آد هاسل (شیمی دان نروژی)
-
چقدر عجیب است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن