ترجمه "odds" به فارسی
احتمالات, شانس, فرصت بهترین ترجمه های "odds" به فارسی هستند.
odds
noun
دستور زبان
The ratio of the probabilities of an event happening to that of it not happening. [..]
-
احتمالات
nounThe odds are far better than they were before.
احتمالات خیلی بهتر از چیزی ه که قبلاً بوده.
-
شانس
nounSo at least apart we know what the odds are.
حداقلش اينه که اگر از هم جدا بشيم شانس بيشتري داريم.
-
فرصت
nounHey. I like these odds, mate.
هي ، اين فرصت هاي طلايي رو دوست دارم ، رفيق
-
ترجمه های کمتر
- فرق
- (در شرطبندی و مسابقه و غیره) احتمال
- (قدیمی) نا برابری ها
- (نادر) تفاوت
- امتیاز
- برتری
- توفیرها
- شانس برد
- شرایط سخت (رجوع شود به odd)
- عدم تساوی ها
- عدم توافق
- فرجه
- مزیت
- میزان اختلاف
- میزان تفاوت
- نسبت شرط بندی (مثلا برنده ی پنج به یک پولش پنج برابر میشود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " odds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "odds" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) تک بری · تک شانه ای
-
بررسی توازن
-
(این بازی : با شیر یا خط کردن و غیره افراد را حذف می کنند) بازی حذفی · بی جفت · بیواره · تک · خارج از گردونه · شخص حذف شده (در این بازی) · شخص یا چیزناجور · لنگه · نا معمول · وصله ی ناجور
-
دارای احتمال (بردن یا انتخاب شدن و غیره) بیش از 05 درصد
-
طاقی · غرابت
-
(کالا) باقیمانده · اشیای متفرقه · ته مانده · خرت و پرت · خرده ریز · فروش نرفته · مخلوط · هنزر و پنزر · هنزر پنزر
-
آد هاسل (شیمی دان نروژی)
-
چقدر عجیب است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن