ترجمه "offing" به فارسی
(محل) دور از ساحل, اب ساحلی, در اینده نزدیک بهترین ترجمه های "offing" به فارسی هستند.
offing
noun
verb
دستور زبان
(nautical) The area of the sea in which a ship can be seen in the distance from land, excluding the parts nearest the shore, and beyond the anchoring ground. [..]
-
(محل) دور از ساحل
-
اب ساحلی
noun -
در اینده نزدیک
noun
-
ترجمه های کمتر
- دریا منظر
- دور دریا
- دورترین بخش دریا (که از ساحل دیده می شود)
- کران دور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "offing" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
(امتیازات ویژه ای که گاهی به قشون شکست خورده داده می شود مثلا حق حمل سلاح سبک) فرجه ی ویژه · پروانه ی ویژه
-
نرخ بازگشت سرمایه
-
نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری
-
وظایف موجودی ها
-
فیلیپ چهارم
-
تاعالطا ءاشفا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن