ترجمه "officiously" به فارسی
فضولانه, ناخواسته, بطور غیر رسمی بهترین ترجمه های "officiously" به فارسی هستند.
officiously
adverb
دستور زبان
in an officious manner [..]
-
فضولانه
at least officious, I think, for I now drew near him again.
دست کم فضولانه، خدمتی برایش انجام بدهم چون در این موقع دوباره نزدیک او رفتم
-
ناخواسته
Uh, eating in an office is just... just too officious.
خوردن توي دفتر کارم يه کم ناخواسته است
-
بطور غیر رسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " officiously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "officiously" با ترجمه به فارسی
-
رسمی کردن · رسمیت دادن
-
تشریفات بیهوده ی اداری · دیوان سالاری · رجوع شود به officialdom · قرطاس بازی
-
مامور اداری · مامور دولتی
-
(در اصل) آماده به خدمت · (دیپلماسی) غیر رسمی · بادمجان دور قاب چین · خودمانی (در برابر: رسمی official) · خوش خدمت · خوش کار · فضول باشی · مداخله گر · مشتاق خدمتگذاری · نخود هر آش
-
کشیش (متصدی کاری خاص) · کشیش سرپرست
-
(بازی های ورزشی) داوری کردن · افسری کردن · خدمت روحانی کردن (در کلیسا وکنیسه و غیره) · دیوان سالاری کردن · رفری بودن یا شدن · وظایف صاحب منصبی را انجام دادن · کشیشی کردن
-
کارمند رسمی
-
فضولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن