ترجمه "officialize" به فارسی

رسمی کردن, رسمیت دادن بهترین ترجمه های "officialize" به فارسی هستند.

officialize verb دستور زبان

(transitive) To make official. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسمی کردن

    We just have to wait until they make it an official crime scene.

    فقط باید تا موقعی که اونا صحنه جرم رو رسمی نکردند صبر کنیم

  • رسمیت دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " officialize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "officialize" با ترجمه به فارسی

  • تشریفات بیهوده ی اداری · دیوان سالاری · رجوع شود به officialdom · قرطاس بازی
  • مامور اداری · مامور دولتی
  • (در اصل) آماده به خدمت · (دیپلماسی) غیر رسمی · بادمجان دور قاب چین · خودمانی (در برابر: رسمی official) · خوش خدمت · خوش کار · فضول باشی · مداخله گر · مشتاق خدمتگذاری · نخود هر آش
  • کشیش (متصدی کاری خاص) · کشیش سرپرست
  • (بازی های ورزشی) داوری کردن · افسری کردن · خدمت روحانی کردن (در کلیسا وکنیسه و غیره) · دیوان سالاری کردن · رفری بودن یا شدن · وظایف صاحب منصبی را انجام دادن · کشیشی کردن
  • بطور غیر رسمی · فضولانه · ناخواسته
  • کارمند رسمی
  • فضولی
اضافه کردن

ترجمه های "officialize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه