ترجمه "often" به فارسی

اغلب, بارها, غالبا بهترین ترجمه های "often" به فارسی هستند.

often adverb دستور زبان

Frequently, many times. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغلب

    adverb

    Frequently, many times

    My mother often bakes apple pies for us.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • بارها

    adverb

    frequently, many times

    You can come as often as you like.

    هر بار که دوست داشته باشی می تونی بیایی.

  • غالبا

    These lines have often no connection whatever with the book which contains them.

    این سطور غالبا هیچ ارتباط با کتابی که بر آن ثبت میشدند نداشتند.

  • ترجمه های کمتر

    • اکثرا
    • (قدیمی) رجوع شود به frequent
    • اغلب اوقات
    • به دفعات
    • به کرات
    • بیشتر وقت ها
    • تاقوا بلاغ
    • چندین بار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " often " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "often" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "often" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه