ترجمه "omelet" به فارسی
املت, خاگینه, (خوراک پزی) املت بهترین ترجمه های "omelet" به فارسی هستند.
omelet
noun
دستور زبان
(US) Alternative spelling of omelette [..]
-
املت
nounLooked like half a cheese omelet and the last fourth of a Frisbee sized cinnamon roll.
به نظر میرسید یه مقداری املت پنیر و حدود یک چهارم رولت دارچینی و بیکن توی بشقابش بود.
-
خاگینه
nounWhen the mutton and an omelet had been served and a samovar and vodka brought
هنگامی که گوشت بره و خاگینه و سماور و ودکا و شراب
-
(خوراک پزی) املت
-
کوکوی گوجه فرنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " omelet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "omelet"
عباراتی شبیه به "omelet" با ترجمه به فارسی
-
املت دارای فلفل سبز
-
(املت که دور پیاز و فلفل سبز و گوجه فرنگی پیچیده اند) املت اسپانیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن