ترجمه "omen" به فارسی
نشانه, فال, شگون بهترین ترجمه های "omen" به فارسی هستند.
omen
verb
noun
دستور زبان
Something which portends or is perceived to portend a good or evil event or circumstance in the future; an augury or foreboding. [..]
-
نشانه
nounHis life and his path had always provided him with enough omens.
در زندگی و مسیرش همیشه به قدر کافی نشانه وجود دشت.
-
فال
nounنشانه [..]
The bad omen did not change his solemnity, however.
با این وجود این فال بد نیز تغییری در تنهاییاش نداد.
-
شگون
nounHe said that he had always dreamed of being a shepherd, and that it was a good omen.
به من گفت همیشه در این رؤیا به سر میبرده که چوپان بشود و این برایش شگون دارد.
-
ترجمه های کمتر
- یمن
- طالع
- علامت
- پیشگویی
- نوید
- تفال
- از وقوع چیزی خبر دادن
- حاکی بودن
- خبر بد
- دلالت داشتن
- دلالت کردن بر
- شگون داشتن
- فال بد
- قبلا اعلام کردن
- نشانه بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " omen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "omen"
عباراتی شبیه به "omen" با ترجمه به فارسی
-
شگون
-
شگون بد،
-
بد اختر · بد شگون · بد طالع · بدبخت · بدشگون
-
(لاتین) کاشکی بدشگون نباشد · انشاالله که خیر است
-
شگون
-
شگون بد،
اضافه کردن مثال
اضافه کردن