ترجمه "omnipresent" به فارسی
حاضر, حاضر در همه جا در آن واحد, حاضر مطلق بهترین ترجمه های "omnipresent" به فارسی هستند.
omnipresent
adjective
دستور زبان
Being everywhere simultaneously [..]
-
حاضر
Being present everywhere at once.
The laws of physics: invisible, eternal, omnipresent, all-powerful.
قوانینِ فیزیک: نامرئی٬ ازلی٬ در همه جا حاضر٬ بسیار قدرتمند.
-
حاضر در همه جا در آن واحد
-
حاضر مطلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " omnipresent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "omnipresent" با ترجمه به فارسی
-
حضور در همه جادر یک زمان
-
همه جا حاضری دیجیتالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن