ترجمه "onerous" به فارسی

طاقت فرسا, دشوار, سنگین بهترین ترجمه های "onerous" به فارسی هستند.

onerous adjective دستور زبان

imposing or constituting a physical, mental, or figurative load which can be borne only with effort. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طاقت فرسا

    adjective
  • دشوار

    adjective
  • سنگین

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • شاق
    • (حقوق : دارای مسئولیت ها و عواقب قانونی که از فایده ی احتمالی بیشتر یا لااقل با آن برابر است) پر مسئولیت
    • دارای شرایط سنگین
    • پر زحمت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onerous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "onerous" با ترجمه به فارسی

  • شخص یا چیز برجسته ضربت
  • بارنج · بازحمت · باکوشش · بطور سنگین یا شاق · چنانکه مستلزم انجام تعهدی
اضافه کردن

ترجمه های "onerous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه