ترجمه "oneself" به فارسی
خود, نفس, خویش بهترین ترجمه های "oneself" به فارسی هستند.
oneself
pronoun
دستور زبان
The person, previously mentioned. [..]
-
خود
pronounThe person, previously mentioned
Ah, at such moments one forgets both oneself and one's former failures!
من وقتی بیش از حد زندگی خودم، خودم را به مخاطره میانداختم، به این نتیجه رسیده بودم.
-
نفس
pronounThe person, previously mentioned
murdering oneself. thats what they call it
قتل نفس عنواني است که آنها بکار ميبرند
-
خویش
noun
-
ترجمه های کمتر
- به خود
- خود را
- خود شخص
- خودش
- خودش را
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oneself " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oneself" با ترجمه به فارسی
-
خود را تثبيت كردن · مستقر شدن
-
خودشویی
-
خود ستودن
-
توالت
-
ادرار کردن · کار بیهوده کردن
-
خود را جادادن
-
خود را نشان دادن
-
خود را از چيزي رهانيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن