ترجمه "onions" به فارسی
پیازها, پيازهاي بهاره بهترین ترجمه های "onions" به فارسی هستند.
onions
noun
دستور زبان
Plural form of onion. [..]
-
پیازها
Al, slicing onions carefully on a board, looks up and smiles
آل که به دقت پیازها را در بشقاب میچیند چشمهایش را بالا میآورد و لبخند میزند
-
پيازهاي بهاره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " onions " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Onions
proper
A patronymic surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Onions" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Onions در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "onions" با ترجمه به فارسی
-
پياز
-
د آنیون
-
پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
-
پیاز برمودا (پیاز خوراکی شیرین و خوش طعم که در جنوب غرب ایالات متحده کشت می شود)
-
موسیر · پیازچه · پیازچه (scallion هم می گویند)
-
گنبد پیازی
-
مسیریابی پیازی
-
پیاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن