ترجمه "onlooker" به فارسی

ناظر, تماشاچی, رهگذری که چیزی را تماشا می کند یا شاهد می شود بهترین ترجمه های "onlooker" به فارسی هستند.

onlooker noun دستور زبان

A spectator; someone looks on or watches, without becoming involved or participating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناظر

    noun

    (John 11:43) And to the astonishment of the onlookers, the dead man emerged.

    (یوحنا ۱۱:۴۳) ایلعازَر در برابر چشمان ناباور ناظران از مقبره بیرون آمد!

  • تماشاچی

    There was no time during the festivities which ensued when there were not groups of onlookers in the doorways and the corners;

    در تمام مدت جشن دستههای تماشاچی در آستانه در و گوشه و کنار ایستاده بودند

  • رهگذری که چیزی را تماشا می کند یا شاهد می شود

  • نظاره کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onlooker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "onlooker"

اضافه کردن

ترجمه های "onlooker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه