ترجمه "only" به فارسی

فقط, تنها, تَنها بهترین ترجمه های "only" به فارسی هستند.

only adjective noun conjunction adverb دستور زبان

Alone in a category. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقط

    adverb

    without others or anything further; exclusively [..]

    I only wish I were part of it.

    فقط آرزویم این است که بخشی از آن بودم.

  • تنها

    adjective

    singularly superior; the best [..]

    Death is only a horizon, and a horizon is nothing save the limit of our sight.

    مرگ تنها یک افق است؛ و افق چیزی بیش از حد دید ما نیست.

  • تَنها

    alone in a category

  • ترجمه های کمتر

    • بلکه
    • یگانه
    • اما
    • همین
    • ولی
    • یکه
    • صرفا
    • لکن
    • لیکن
    • بالاخره
    • یکتا
    • هَمین
    • در پایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " only " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "only" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "only" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه