ترجمه "onto" به فارسی

به, بر, توی بهترین ترجمه های "onto" به فارسی هستند.

onto adjective adposition دستور زبان

upon, on top of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به

    adjective adposition noun

    And this way poetry could find its way onto television of all places.

    و اینجوری شعر به تلویزیون راه پیدا کرد.

  • بر

    adposition verb noun

    And that's when we went onto the airwaves.

    و آن زمانی بود که ما بر روی امواج رادیویی رفتیم.

  • توی

    Change direction and altitude every seven seconds so the radar of the enemy gun cannot lock onto you.

    توی هر هفت ثانیه تغيير مسير و ارتفاع بدین که رادارهاي موشکی دشمن نتونن روی شما قفل کنن.

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا- خودمانی) آگاه (به معنی یا ماهیت واقعی چیزی)
    • با خبر
    • به درون
    • به سوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "onto" با ترجمه به فارسی

  • ارگانیسم [ontogeny] · اند امگان · سازواره · هستش [ontology] · هستی
اضافه کردن

ترجمه های "onto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه