ترجمه "onus" به فارسی

وظیفه, گناهکاری, رسوایی بهترین ترجمه های "onus" به فارسی هستند.

onus noun دستور زبان

A legal obligation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وظیفه

    noun

    Then on me be the onus of bringing it forward.

    در این صورت وظیفه دارم پیشنهادم را ارائه بدهم.

  • گناهکاری

  • رسوایی

  • ترجمه های کمتر

    • گرو
    • تقصیر
    • بار
    • بار (مسئولیت)
    • رجوع شود به burden of proof
    • لکه ی ننگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " onus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "onus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه