ترجمه "onward" به فارسی
به جلو, (به) پیش, بسوی جلو بهترین ترجمه های "onward" به فارسی هستند.
onward
adjective
adverb
دستور زبان
Moving forward. [..]
-
به جلو
adverbHe did not pause, however, but bounded onward.
با این حال، توقف نکرد و همچنان به جلو خیز برمیداشت.
-
(به) پیش
-
بسوی جلو
adverb
-
ترجمه های کمتر
- به بعد
- به پیش
- رو به جلو (onwards هم می نویسند)
- پیش رو
- پیش رونده
- پیش سوی (زمان یامکان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " onward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "onward" با ترجمه به فارسی
-
بسوی جلو · بطرف جلو · به جلو · به پیش · سوی جلو
-
ترقی · تصاعد · پیشرفت · پیشروی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن