ترجمه "openly" به فارسی
بی پرده, آشکارا, در علن بهترین ترجمه های "openly" به فارسی هستند.
openly
adverb
دستور زبان
In an open manner, visibly, not covertly. [..]
-
بی پرده
He decided he absolutely must speak openly with her.
بنابراین ، تصمیم گرفت با آنا بی پرده حرف بزند.
-
آشکارا
And that instigated me to come out openly and talk about myself.
و من را وا داشت تا آشکارا بیایم و درباره خودم صحبت کنم.
-
در علن
-
ترجمه های کمتر
- علنا
- بطور آشکار
- دست بلند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " openly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن