ترجمه "opera" به فارسی

اپرا, اثر, تماشاخانه بهترین ترجمه های "opera" به فارسی هستند.

opera noun دستور زبان

(music) A theatrical work combining drama, music, song and sometimes dance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپرا

    noun

    theatrical work [..]

    Should I wait for you tomorrow in front of the opera house?

    آیا فردا جلوی اپرا منتظرت باشم؟

  • اثر

    noun

    That that has been made; a product produced or accomplished through the effort or activity or agency of a person or thing.

    You must put on the opera you accepted before mine.

    باید اول ایرانی را که پیش از اثر من پذیرفته بودید روی صحنه بیاورید.

  • تماشاخانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (لاتین) جمع واژه ی : opus
    • آهنگ اپرا
    • بازی در اپرا
    • ترانه ی اپرا
    • ساختمان اپرا
    • موسیقی اپرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Opera noun

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 103. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرورگر اپرا

    Opera (web browser)

تصاویر با "opera"

عباراتی شبیه به "opera" با ترجمه به فارسی

  • اپرا هاوس سیدنی
  • اپرا · تماشاخانه · خانه اپرا · ساختمان اپرا
  • تالار اپرای متروپولیتن نیویورک
  • (ایتالیایی) اپرای جدی (نوعی اپرای متداول در قرن 81 که ویژگی آن تاکید زیاد و تصنعی بر اسطوره های کلاسیک و به کارگیری فراوان aria بود) · اپرا سریا
  • (موسیقی) اپرا کمیک (اپرای مضحک که داستان پر ماجرایی دارد و به خوشی پایان می یابد)
  • (امریکا- عامیانه - رادیو و تلویزیون) نمایش پر احساسات و پر تصنع و باور نکردنی · اپرای صابون · اپرای صابونی · سریال عامهپسند، اپرای صابون، اپرای صابونی، نمایش صابونی · نمایش صابونی
  • (موسیقی) رجوع شود به operetta
  • اپرای شاد · اپرای مضحک
اضافه کردن

ترجمه های "opera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه