ترجمه "operable" به فارسی
کردنی, شدنی, عملی بهترین ترجمه های "operable" به فارسی هستند.
operable
adjective
دستور زبان
Able to be operated or used [..]
-
کردنی
adjective -
شدنی
adjective -
عملی
adjectiveBut the druggist, turning red, confessed that he was too sensitive to assist at such an operation.
ولی داروساز در حالیکه سرخ میشد اعتراف کرد که برای حضور در چژنین عملی حساسیت شدید دارد.
-
ترجمه های کمتر
- (جراحی) عمل کردنی
- (موتور و غیره) قابل به کار انداختن
- به کار انداختنی
- درمان پذیر از راه جراحی
- راه انداختنی
- روشن کردنی
- قابل استفاده
- قابل عمل جراحی
- کنش پذیرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "operable" با ترجمه به فارسی
-
پژوهش عملیاتی
-
منحنی عملیاتی
-
)وا یآ وا( یللملا نيب هرادا رتفد
-
عملگر دیفرانسیلی
-
مدیر عملیات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن