ترجمه "opinion" به فارسی
عقیده, نظر, رأی بهترین ترجمه های "opinion" به فارسی هستند.
A belief that a person has formed about a topic or issue. [..]
-
عقیده
nounthought a person has formed about a topic [..]
To speak the same language doesn't mean having the same opinion.
زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.
-
نظر
nounthought a person has formed about a topic
No one asked your opinion, you filthy little Mudblood.
کسي نظر تو رو نخواست ، کثافت گندزاده.
-
رأی
nounthought a person has formed about a topic
was not inclined to share his son's opinion.
حاضر نبود در این مورد با پسرش هم رأی شود.
-
ترجمه های کمتر
- رای
- باور
- ظن
- اعتقاد
- تشویق
- اعتماد
- معتقدات
- احساس
- گمان
- تمایل
- ترغیب
- قسم
- تصمیم
- عاطفه
- استدلال
- نگریه
- پندار
- (حقوق) نظر قاضی
- عقیده دینی
- عقیده ی اهل فن
- نظر خبره
- نظر دادگاه
- نظر مردم (افکار عمومی)
- نظر کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opinion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
عقیده
nounTo speak the same language doesn't mean having the same opinion.
زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.
عباراتی شبیه به "opinion" با ترجمه به فارسی
-
افکار عمومی · درك عمومي · عقاید عمومی · همگان خواست
-
اظهار نظر حسابرس مستقل
-
مود هيرظن
-
نظر بی طرفانه
-
نظر مردود، اظهار نظر مردود
-
تصدیق بلاتصور
-
جزمی · خود رای · خود سر · خودرای · خودسر · متعصب · مستبد · کوته فکر · یکدنده
-
رای جویی