ترجمه "opt" به فارسی

انتخاب کردن, ترجیح دادن, نورشناسی بهترین ترجمه های "opt" به فارسی هستند.

opt verb دستور زبان

(intransitive) To choose; to select. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتخاب کردن

    verb

    So I opted to quit being a muse and write for myself.

    پس انتخاب کردم که از الهه بودن استعفا بدم و براي خودم بنويسم

  • ترجیح دادن

    verb
  • نورشناسی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • برگزیدن
    • انتخابی
    • نوری
    • (معمولا با: to یا for) گزیدن
    • دل بخواه
    • عینک ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

oPt abbreviation

Initialism of [i]occupied Palestinian territories[/i].

+ اضافه کردن

"oPt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای oPt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

OPt proper

Abbreviation of [i]Old Portuguese[/i].

+ اضافه کردن

"OPt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای OPt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

OPT abbreviation

Alternative form of [i]oPt[/i]

+ اضافه کردن

"OPT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای OPT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "opt" با ترجمه به فارسی

  • بصیغه تمنی · بطور آرزو
  • تمنایی
  • (دستور زبان) تمنایی · (وجه) دعایی · آرزویی · بیانگر آرزو یا خواسته · تمنایی · دلخواستنی · فعل دعایی · وجه تمنایی
  • (از نظر مسلک و غیره) جلب کردن (co-opt هم می نویسند - co-opatate هم می گویند) · (به عضویت) برگزیدن · (به عنوان عضو وابسته) برگزیدن · (به همکاری) پذیرفتن · (دشمن یا رقیب را با استدلال یا حیله به عضویت دسته یا حزب خوددرآوردن) زیرپای کسی نشستن · هموند کردن
  • (از نظر مسلک و غیره) جلب کردن (co-opt هم می نویسند - co-opatate هم می گویند) · (به عضویت) برگزیدن · (به عنوان عضو وابسته) برگزیدن · (به همکاری) پذیرفتن · (دشمن یا رقیب را با استدلال یا حیله به عضویت دسته یا حزب خوددرآوردن) زیرپای کسی نشستن · هموند کردن
اضافه کردن

ترجمه های "opt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه