ترجمه "optics" به فارسی

نورشناسی, (بخشی از فیزیک که با نور و بینایی سروکار دارد) نورشناسی, شیدشناسی بهترین ترجمه های "optics" به فارسی هستند.

optics noun دستور زبان

(physics) The physics of light and vision. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نورشناسی

    noun

    physics of light and vision [..]

  • (بخشی از فیزیک که با نور و بینایی سروکار دارد) نورشناسی

  • شیدشناسی

  • نورشناخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " optics " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Optics
+ اضافه کردن

"Optics" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Optics در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "optics" با ترجمه به فارسی

  • (تارهایی که برای این کار به کار می رود) نور نای · (شاخه ای از نور شناسی که با فرستادن نور و تصویر و غیره از درون تارهای پلاستیکی سر و کار دارد) فیبر نوری · نور تار
  • تراگسیلندگی(چشمي)
  • بصری · دیداری · دیدی · عینی · نور شناختی · وابسته به حس بینایی · وابسته به نورشناسی
  • نقطه کور
  • رجوع شود به blind spot · نقطه کور
  • نورشناسی هندسی
  • نورشناخت کوانتومی
  • بصل النخاع · مخ · مخچه · مغز · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي
اضافه کردن

ترجمه های "optics" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه