ترجمه "optimal" به فارسی
بهینه, دلپسندترین, مساعدترین بهترین ترجمه های "optimal" به فارسی هستند.
optimal
adjective
دستور زبان
The best, most favourable or desirable, especially under some restriction [..]
-
بهینه
adjectiveBut it is not, by any means, an optimal situation.
ولی این، هیچ طوری، یک موقعیت بهینه نیست.
-
دلپسندترین
-
مساعدترین
-
ترجمه های کمتر
- بهینه ای
- دلخواه ترین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " optimal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Optimal
-
بهینه
But it is not, by any means, an optimal situation.
ولی این، هیچ طوری، یک موقعیت بهینه نیست.
عباراتی شبیه به "optimal" با ترجمه به فارسی
-
بهينه سازى · بهینه سازی
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
و موارد مشابه همگی معنایی شبیه به بهینهسازی سایت یا سئو دارند.
-
روش بهینه سازی محدود
-
به حد کمال رساندن · بهینه کردن یا شدن · تمایل به خوش بینی داشتن · حداکثر استفاده (یا لذت یا سود و غیره) را بردن · خوش بین بودن
-
(فلسفه ی Leibniz و دیگران) خوش بینی گرایی · خوش بینی · خوشبینی · مثبت گرایی · نیک بینی
-
بهینه ساز براقی
-
بهینهسازی متوالی کمینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن