ترجمه "optimum" به فارسی
بهینه, دلپسندترین, مساعدترین بهترین ترجمه های "optimum" به فارسی هستند.
optimum
noun
adjective
دستور زبان
The best or most favorable condition, or the greatest amount or degree possible under specific sets of comparable circumstances. [..]
-
بهینه
adjectiveBut three days seemed to be the optimum amount.
ولی به نظر می اومد سه روز یک زمان بهینه باشه
-
دلپسندترین
-
مساعدترین
-
ترجمه های کمتر
- دلخواه ترین
- مطلوب ترین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " optimum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Optimum
-
بهینه
But three days seemed to be the optimum amount.
ولی به نظر می اومد سه روز یک زمان بهینه باشه
عباراتی شبیه به "optimum" با ترجمه به فارسی
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
مناسبترین زمان کار
-
دوره بهینه کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن