ترجمه "optional" به فارسی
اختیاری, انتخابی, اختياری بهترین ترجمه های "optional" به فارسی هستند.
optional
adjective
noun
دستور زبان
Not compulsory; left to personal choice; elective. [..]
-
اختیاری
adjectivenot compulsory
I thought I made it clear that leaving was not optional.
فکر می کردم این موضوع رو روشن کردم که رفتنمون اختیاری نیست
-
انتخابی
Our procreation on a national scale is not optional.
میزان سازندگی ما در سطح ملی انتخابی نیست.
-
اختياری
Left to personal choice.
-
ترجمه های کمتر
- گزینشی
- به دلخواه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " optional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Optional
-
اختیاری
adjectiveI thought I made it clear that leaving was not optional.
فکر می کردم این موضوع رو روشن کردم که رفتنمون اختیاری نیست
عباراتی شبیه به "optional" با ترجمه به فارسی
-
انتخاب های جایگزین
-
اختیار خرید سهام
-
گزینه های انرژی
-
دکمه گزینه
-
اختیار دو جانبه
-
خرید سهام
-
گروه گزینه ها
-
اختیار خرید اروپایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن