ترجمه "oration" به فارسی
خطابه, سخن, نطق بهترین ترجمه های "oration" به فارسی هستند.
oration
verb
noun
دستور زبان
a formal ceremonial speech [..]
-
خطابه
So spoke an orator upon the platform;
ناطقی روی سکوی خطابه مشغول سخنرانی بود
-
سخن
nounHe acted every part of an orator.
آن مرد درست به شیوه خطیبان سخن میگفت.
-
نطق
I should have mentioned, that before the principal person began his oration, he cried out three times,_Langro dehul san_
میبایست پیش از این گفته باشم که قبل از نطق کردن سه بار فریاد کرد لانگرودهول سان
-
ترجمه های کمتر
- خطبه
- گفتار
- فصاحت و بلاغت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oration" با ترجمه به فارسی
-
خطابه سرای · خطیب · سخنران · سخنران عمومی · سخنور · ناطق · گوینده
-
خداحافظی
-
با لحن اغراق آمیز و پرطمطراق حرف زدن · خطابه سرایی کردن · داد سخن دادن · نطق غرا ایراد کردن · نطق کردن
-
درودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن